-
194
شنبه 24 بهمن 1394 12:19
پنج شنبه دم غروب پسر عموم آتیش روشن کرد بعد سیب زمینی انداختیم توش! بعععد اونا هی زغالو باد میزدن دیدم همه باد زدن گفتم بذاری منم باد بزنم! خم شدم شروع کردم.... بعده یه دقیقه یهوووو کمرم گرفت ینی انگار یه چیزی از تو کمرم زد بیرون... انقد درد داشت که نمیتونستم بشینم... هنوزم درد میکنه، دانشگاه نرفتم :( خودمو داغون کردم...
-
193
دوشنبه 19 بهمن 1394 17:49
نمیدونم این چه مرضیه که من دارم! همه غذاهایی که برای خودم درست میکنم اندازه دو نفره بعد مجبورم همه شو تنهایی بخورم چون هیشکی نمیخوره :( چند روز پیش مامانم بهم گفت غذا درست کردن مثه آدم نیست! دلم برای اون بدبخت میسوزه که باید غذاهای تورو بخوره، منم گفتم وقتی غذا درست کردم مثه آدم نیست میخوای ازدواجم مثه آدم باشه؟ حتما...
-
192
پنجشنبه 15 بهمن 1394 00:55
نمیدونم بگم یا بیخیالش بشم! فقط تا همین حد میگم که یه استاد باهام لج کرد دو تا درسو داد 10 یکیم 9! سره چیم لج کرد نمیدوم! این یکی استادمم بهش زنگ زد حتی کاری کرد الان اینم با اون لج کرده که چرا حرفشو زمین انداخته! آدمم انقد کینه شتری! فردا نامزدیه دختر عمه کوچیکه س! هنوز همه تو شوکیم! هیشکی باورش نمیشد دختر ناز نازی...
-
192
یکشنبه 27 دی 1394 11:31
امتحان دارم :( یه سری اتفاقا هم افتاده که بعه امتحانا میان میگم برام دعا کنید :(
-
191
سهشنبه 8 دی 1394 21:08
برای پسرک " ماهو ماهی " شما هم دانلود کنید قشنگه :)
-
190
یکشنبه 6 دی 1394 23:41
اینی که میبینید دست بابام هست تا بهزور از لوسی با اولین برف زندگیش عکس بگیره (21/ دی/ 1393) دلم برات تنگ شده پیشی :(
-
189
یکشنبه 6 دی 1394 23:33
دلم میخواد زودتر بهمن برسه ببینم چه مزهای داره تنهایی شیراز رفتن! عاقا یه سوال! دوستم چرا گفت من هر بار رفتم کربلا و اینورا بدون رضایت بابام رفتم؟
-
188
شنبه 5 دی 1394 17:04
کی حوصله داره برای امتحانا درس بخونه! آخه این انصافه؟؟ پول بدی تازه ازت امتحانم میگیرن بعد باید استرسم داشته باشی یه وقت باهات لج نکنن درسو بیوفتی :/
-
187
سهشنبه 1 دی 1394 18:54
تایپ، تایپ، تایپ! کل این دو هفته همش داشتم تایپ میکردم! مهرداد یه کتاب داد براش خلاصه کنم، 3- 2 تا مقاله هم یکی دیگه داد تایپیدم! تحقیق دکتر صالحی هم بود! یه خبر خوب هم اینکه یه پروژه گرفتم باید یه مقاله خیلی خوب دربیارم که جای حرف نداشته باشه، برای اولین بار هم پولش خیییلی خوبه! اگه مقاله عالی بشه و اکسپ کنن برای...
-
186
یکشنبه 8 آذر 1394 23:35
تو از من ناراحتی؟ با من حرف بزن... وقتی هیچی نمیگی، وقتی حرف نمیزنی میدونم تو دلت یه چیزی هست و نمیگی... بگو با توام.. تویی که باهات حرف زدم اما جوابمو ندادی... ازون روز تو فکرتم، ناراحتم :(
-
185
یکشنبه 8 آذر 1394 23:14
موس خریدم، ترازو خریدم، هارد هم مامانم گرفت! مونده چه چیزایی؟؟ یادم نمیاد! بیخیال! بقیه چیزایی که میخوام رو مینویسم، مدت ها بود که دلم شیراز میخواست، حالا جور شده! از طرف دانشگاه میرم، چه دوستم بیاد چه نیاد من میرم (ولی امیدوارم بیاد!) با اولین پولی که برسه دستم چیکار میکنم؟؟ میرم سفر! چه بابام بذاره چه نه من میرم، با...
-
184
سهشنبه 19 آبان 1394 22:08
اینستاگرامی ها بیاید پیشم " paryirani " اینجا راحت تر میشه پست گذاشت! بعععد اینکه کلاس استاد عزیزم رو همون غروب میرم! زود شروع میکنه زودم تموم میکنه... چقدر خوبه ازین استادا که از همه چی پُرن دوسش دارم این پیره مردو... خیلی با نمکه
-
183
پنجشنبه 30 مهر 1394 21:22
تنها کارتونی که خیلی بهم انرژی میده و میفهمم "من میتونم" دانشگاه هیولاهاست! طرف تو فرانسه شاگرد ژان پیاژه بوده حالا شده استاده ما! خیلی خوبه ها فقط خیلی نامردی کرد، بد قولی کرد گفت اونایی که اورژانسی هستنو میذارم ساعتو کلاسشونو بجای غروب، ظهر بیان بعد که دید همه همون کلاسو برداشتن و خیلی شلوغه گفت نه! :|...
-
182
سهشنبه 21 مهر 1394 20:48
یکشنبه، دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه اینا چین؟؟ روزایی که من باید برم دانشگاه :| و بالاخره بعد از سال ها فس فس کردن کلاس زبان ثبت نام کردم! پس برنامه بالا رو + دوشنبه و پنج شنبه کنید! کلی وقتم پر شده، اینجوری خوبه فکرو خیال الکی نمیکنم! یه چیزیم هست هر وقت یادش میوفتم خندم میگیره این ترم اکثر کلاسام شلوغ هست سر یه کلاس...
-
181
یکشنبه 5 مهر 1394 18:47
اوووممممم یه سری چیزا دلم میخواد! مثلا اون صندل 169 تومنیه! یه ترازوی دیجیتال آشپزخونه اون هارد اکسترنال مشکی زرده، اون موس خوشکله مایکروسافت یه گارد با پرچم امریکا برای گوشیم، اون ادکلن مادمازل... از همه مهم تر یه عینک آفتابی خوب با شماره چشمم! اگه هم راه داشته باشه یه دوربین عکاسی! میدونم همه اینا با هم خیلی میشه...
-
180
دوشنبه 30 شهریور 1394 19:06
همیشه به خودت بگو که: " زندگی تعداد دم و بازدم های مکرر نیست، بلکه لحظاتی است که قلبم می تپد برای دوست داشتن "
-
179
شنبه 14 شهریور 1394 22:53
मुझसे तुमसे प्यार है اگه گفتین این ینی چی؟؟ به هندی هست
-
178
سهشنبه 20 مرداد 1394 00:44
چند روزیه که احساس میکنم زشتم! احساس میکنم اصلا آدمی نیستم که دیگران میخوان! اصلا هیچکس دوست نداره به من توجه کنه! چون فکر میکنن من خشکم! چرا من خلم؟ چرا اینجوریم؟ چرا تا دیروز از گلدوست خوشم میومد امروز از یگانه! و میدونم چند وقت دیگه از یه نفر دیگه! اصلا چرا من باید از یه جنس مخالفی که میشینه با همه حرف میزنه بجز من...
-
177
یکشنبه 18 مرداد 1394 00:04
غرق تمنای توام، موجی ز دریای تو ام من نخل سرکش نیستم، تا خانه در ساحل کنم از گل شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کنم اول کنم اندیشه ای، تا برگزینم پیشه ای آنگه به یک پیمانه می، اندیشه را باطل کنم " لیلا فروهر، فریاد " دلم میخواد همه این شعرو بنویسم! :/ از وقتی که دارم روان...
-
176
پنجشنبه 8 مرداد 1394 17:26
سه روزه دستمه، حسش نیست وارد کنم! نگید چقد تنبله ها دیروز صبح پیش استادم بودم بخاطر اینا دوباره غروب تو این گرما رفتم پیشش! قروقاطی مینویسن مردم عاقا...
-
175
سهشنبه 6 مرداد 1394 23:19
یکشنه امتحان احساس و ادراک داشتم 5 نمره میانترم، نرفتم ندادم! والا... انگار ما بیکاریم وسط تابستونم درس بخونیم 20 تا سوال داده بود 25 ٪ هیشکیم 5 نمیشه! منم اگه میخوندمم 5 نمیشدم! کلاسای دوشنبه هم نرفتم گرفتم خوابیدم! چه معنی میده تابستون 8 صبح کلاس باشه! اونم " زن "! در جریان باشید هفته دیگه هم زورم میاد برم...
-
174
شنبه 3 مرداد 1394 22:57
بعضی چیزا باید همیشه تو دلت بمونه بعد که هی میخونی یادت نیاد چی بوده!
-
173
سهشنبه 30 تیر 1394 15:33
:|
-
172
چهارشنبه 24 تیر 1394 14:33
"نهنگ عنبر" پیشنهاد میکنم حتما برید و ببینید یه فیلم فوق العاده که در عین قشنگی ممکنه اشکتو در بیاره البته خودم 20 دقیقه اولشو ندیدما! قراره دوباره برم!
-
171
یکشنبه 31 خرداد 1394 14:31
چون من از استادای زن بدم میاد واسه ترم تابستون 8 واحد تخصصی ارائه دادن همشونم "زن" :| ساعت کلاسا از 8 صبح تا 7 بعد از ظهر! جالبه نه؟؟
-
170
سهشنبه 19 خرداد 1394 11:41
من، امتحان، گند ترم بعد روان شناسی رشدو با کی بردارم دوباره؟ انسان در اسلامو چی؟ از استادای زن متنفرم عقده ای ها آخه کی دروس معارف رو تستی میده؟؟ فردا فیزیولوژی دارم فکر کنم تنها امتحانیه که بلدم و تا الانم نخوندم! :| امتحان خیلی خیلی خر است
-
169
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 12:26
چقدر دوست دارم از ایران برم تا فراموش کنم همه کسایی رو که اذیتم کردن... به قول امین منصوری: بعضیا رو نمیشه هیچوقت بخشید
-
168
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 22:54
خب لوسی علاوه بر اینکه چند هفته پیش پوست دستش کنده شد چند روزش پیش یهو صبح پاشدیم دیدیم دستش کاملا زخمه! انگار اون گربه بیشعوره اومده بود بازوشو گاز گرفته بود 2 طرف بازوش زخم عمیق بود ما هم براش بتادین زدیم! اونم دردش میگرفت فرار میکرد! باره دوم دیگه با ما قهر کرد.. هی اون جای زخمشو لیس میزد همه موهای اون قسمت ریخته...
-
167
شنبه 5 اردیبهشت 1394 00:11
من اوووووووووووومدممممممم :) خیلی خستم! وقتم ندارم زیاد! هی هفته تموم میشه دوباره دوشنبه، سه شنبه و چهار شنبه میاد باید برم دانشگاه :| زود میگذره لامصب! خبر اینکه دو روز پیش لوسی با یه گربه دعوا میگیره پوست دستش و ناخونش کنده میشه! شیف عموم بوده کلی نازش میکنه... منم دیروز دیدم خیلی ناراحت شدم... پیشی جانه منی تو
-
166
دوشنبه 17 فروردین 1394 11:28
منو ماه، دیشب 16 - فروردین - 1394 ساعت 13:35